تبليغاتX

خلوت دل
اگر تنهاتر از تنها شوم بازم خداست

 آنکه رخسار تو را اين همه زيبا ميکرد....کاش فکر دل سودا زده ي ما ميکرد......آنکه ميداد تو را حسن و نميداد وفا........کاشکي فکر من عاشق و شيدا ميکرد........يا نميداد تو را اينهمه بيدادگري.......يا مرا در غم عشق تو شکيبا ميکرد

 

 آغوشت اندک جائی برای زیستن اندک جائی برای مردن و گریز از شهر که به هزار انگشت به وقاحت پاکی آسمان را متهم می کند

 

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم مرداد 1387ساعت 10:10
  به قلم: اجل عشق  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

زنی می رفت …

زني مي رفت ، مردي او را ديد و دنبال او روان شد . زن پرسيد که چرا پس من مي آيي ؟ مرد گفت : برتو عاشق شده ام . زن گفت : برمن چه عاشق شده اي ، خواهر من از من خوبتر است و از پس من مي آيد ، برو و بر او عاشق شو . مرد از آنجا برگشت و زني بدصورت ديد ، بسيار ناخوش گرديد و باز نزد زن رفت و گفت : چرا دروغ گفتي ؟ زن گفت : تو راست نگفتي . اگر عاشق من بودي ، پيش ديگري چرا مي رفتي ؟ مرد شرمنده شد و رفت

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم مرداد 1387ساعت 10:5
  به قلم: اجل عشق  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
 

© 2006-2007 Kiyanooshansari.blogfa.com - All rights reserved - Powered by Blogfa.com - Temp by  K I Y A N S O F T