
نگاهت آسمانم بود و گم شد دو چشمت سايه بانم بود و گم شد به زير آسمان در سايه تو جهان در ديدگانم بود و گم شد
نگاه كن چه فرو تنانه بر خاك مي گسترد آنكه نهال نازك دستانش از عشق خداست و پيش عصيانش بالاي جهنم پست است
کسی دیگر نمی کوبد در این خانه متروکه ویران را کسی دیگر نمی پرسد چرا تنهای تنهایم!!! ومن شمع می سوزم ودیگر هیچ چیز از من نمی ماند
اگر دلت لبريز غم بود، گذارت بر مزار کهنه ام بود .بگو اين بي نصيب خفته در خاک يه روز عاشق و ديوانه ام بود
یک نصیحت : مواظب خودت باش ! یک خواهش : هیچ وقت عوض نشو ! یک ارزو : هیچ وقت فراموشم نکن ! یک دروغ : تو را دوست ندارم ! یک حقیقت : دلم برایت تنگ شده !

به نام آنکه آفتاب مهرش هرگز در دلم غروب نخواهد کرد
ستم بر من مکن شاخه ی نباتم
ستم بر من مکن تا در حیاتم
ستم بر من مکن ای ((حمید جان))
پشیمان می شوی بعد از وفاتم
روز مادر مبارک
دوستت دارم مادر