تبليغاتX

خلوت دل
اگر تنهاتر از تنها شوم بازم خداست

دنيا را بد ساخته اند......... كسي را كه دوست داري،تورادوست نمي دارد. كسي كه تورا دوست دارد ،تو دوستش نمي داري اما كسي كه تو دوستش داري و او هم تو را دوست دارد به رسم و آئين هرگز به هم نمي رسند و اين رنج است

                                                                                                 شریعتی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم شهریور 1386ساعت 10:24
  به قلم: اجل عشق  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
کاش ای خدا برای من یه قلب پاک و مهربون می شد پیدا ولی میگن پیدا نمیشه خیلی از دوستان میگن نگرد نیست گشتیم نبود چرا؟؟؟؟؟؟ شاید چون دنیا مدرن شده! شاید چون آدمیت با پول سنجیده میشه بیشتر وقتا ! شاید گلها بوی واقعی خودشون را از دست دادن و بعضی وقتا خیلی مشکله فقهمید کدوم گل طبیعی است و کدوم مصنوعی و گل از این همه شباهت ناراحت وبی میل شده به طراوت و شادابی
+ نوشته شده در  شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 8:3
  به قلم: اجل عشق  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
 نگو بار گران بوديمو رفتيم. نگو نامهربون بوديمو رفتيم. آخه اينها دليل محکمي نيست. بگو با ديگران بوديم و رفتيم

 

 رسم بازی عشق این بود که من بشمارم و تو قایم شوی به همان رسم های قدیمی کودکانه٬هنوز نشمرده بودم رفتی و چنان ناپیدا که برای همیشه به دنبالت سرگردان و آواره شدم٬لعنت به این بازی بچگانه٬لعنت

 

سلام عزيز مهربون اجازه هست بشم فدات...؟ اجازه هست تو شعر من اثر بذاره خندهات...؟ شب كه مياد يواش يواش با چشمك ستاره هاش اجازه هست از آسمون ستاره كش برم برات..؟ اجازه هست بياي پيشم يه كم بگم دوست دارم؟ تو هم بگي دوسم داري بارون بشم دل ببارم بريم تو باغ اطلسي بي رنج و درد بي كسي بهت بگم اجازه هست گل روي موهات بذارم اجازه هست خيال كنم تا آخرش مال مني..؟ خيال كنم دل منو با رفتنت نمي شكني

 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 7:59
  به قلم: اجل عشق  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
 

 وقتی نیاز به عشق داری عاشق مشو بلکه زمانی عاشق شو که تمام وجودت سرشار از عشق هست و می خوای آنرا با کسی تقسیم کنی

 

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم شهریور 1386ساعت 14:41
  به قلم: اجل عشق  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
 

 گفتمش آغاز درد عشق چيست؟ گفت آغازش سراسر بندگيست گفتمش پايان آن را هم بگو گفت پايانش همه شرمندگيست گفتمش درماندردم را بگو گفت درماني ندارد، بي دواست گفتمش يک اندکي تسکين آن گفت تسکينش همه سوز و فناست

 

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم شهریور 1386ساعت 14:38
  به قلم: اجل عشق  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
 

© 2006-2007 Kiyanooshansari.blogfa.com - All rights reserved - Powered by Blogfa.com - Temp by  K I Y A N S O F T