: داشته باش... هرگاه دفتر محبت را ورق زدي و هرگاه زير پايت خش خش برگ ها رو احساس کردي و هر گاه در ميان ستارگان آسمانتک ستاره اي خاموش ديدي براي يکبار در گوشه ايي از ذهن خود نه به زبان بلکه از ته قلب نازنينت بگو: يادت بخير
زيبا ترين گل با اولين باد پاييزي پر پر مي شود.... با وفا ترين دوست به مرور زمان بي وفا مي شود... اين پر پر شدن از گل نيست از طبيعت است.... اين بي وفايي از دوست نيست از روزگار است
: هيچوقت به چشمات راز دلت رو نگو... چون راز نگه نمي دارد و گريه مي كند
تنگناي سختي است !... يک انسان يا بايد بماند يا برود ... و اين دو هر دو اکنون برايم از معني تهي شده است ... و دريغ که راه سومي هم نيست
همه دنبالت میگردن پیدات نمیکنن میخوای بهشون بگم تو قلب من زندانی هستی ؟
روزی که عشق را قسمت کردند پرواز را به تو دادند وقفس را به من از پشت میله های قفس آسمان پیدا نیست تا جای پای آبی ات را تماشا کنم