روز اول خيلي اتفاقي ديدمت... روز دوم الکي الکي چشمام به چشماي تو افتاد...روز سوم ....هفته ي بعد دزدکي بهت نگاه کردم ... ماه بعد شانسي به دلم نشستي و حالا سالهاست يواشکي دوستت دارم...
اگر کسي مي گويد که براي تو مي ميرد دروغ مي گويد!!!حقيقت را کسي مي گويد که براي تو زندگي مي کند
اندازه يه قابلمه.......... با هر چي لب تو عالمه...... مي بوسمت يه عالمه
عشق يعني علاقه نه کفگير و ملاقه من عاشق تو هستم تو قابلمه نشستم يه دمپائي تو دستم منتظر تو هستم
دوست داشتن را ازکویربیاموزیم که دریا بودنش را به آفتاب بخشید
زندگي مانند يک ديکته است.مينويسم و هي پاک ميکنم.هي غلط مينويسم و دوباره پاک ميکنم. غافل از اينکه "اجل"يکدفعه فرياد مي کشه: "برگه ها بالا