تبليغاتX

خلوت دل
اگر تنهاتر از تنها شوم بازم خداست
http://sadrizadeh.blogfa.com/

 

اینی که اینجا می بینید چیه؟
؟
1 - میمون
2 - کلاغ
3 - خرس
4 - هیچی
پاسخهاتون رو در بخش نظرات بگذارین … به نفرات برتر 1200 دستگاه پژو 206 اسباب بازی اهداء خواهد شد ….

بوش : همه تونو …

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم فروردین 1386ساعت 12:34
  به قلم: اجل عشق  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
http://star-kabir2000.blogfa.com/
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم فروردین 1386ساعت 12:34
  به قلم: اجل عشق  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

 

از خدا خواستم

من از خدا خواستم،
نغمه هاي عشق مرا به گوشت
برساند تا   لبخند مرا
هرگز فراموش نكني و
ببيني كه سايه ام به
دنبالت است تا هرگز
نپنداري تنهايي.
ولي اكنون تو رفته اي ،
من هم خواهم رفت
فرق رفتن تو با من اين
است كه من شاهد رفتن تو هستم


+ نوشته شده در  دوشنبه ششم فروردین 1386ساعت 12:24
  به قلم: اجل عشق  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

 

۝ اگر لذت ترك لذت بداني
دگر شهوت نفس لذت نخواني


۝ از سينه تنگم دل ديوانه گريزد
ديوانه عجب نيست كه از خانه گريزد

۝ عاشقي پيداست از زاري دل
نيست بيماري چو بيماري دل

۝ روزاحباب تو نوراني الي يوم الحساب
روزاعداي تو ظلماني الي يوم القيام

۝ ديوانه كرد آرزوي وصل او مرا
از سر برون نمي‌رود اين آرزو مر

۝ گفتمش نقاش را نقشي بكش از زندگي
با قلم نقش حبابي بر لب دريا كشيد

۝ آنكةعاشقانةخنديدخندهاي منودزديد
پشت پلك مهربوني خواب يك توطئةميديد

۝ توراميبينم وميلم زيادت ميشود هردم
توراميبينم ودردم زيادت ميشود دردم

۝ هركسي هم نفسم شددست آخرقفسم شد
منه ساده بخيالم كه همه كاروكسم شد

۝ نيازارم ز خود هرگز دلي را
كه مي ترسم در آن جاي تو باشد

۝ گر بي خبر آمديم به كوي تو، دور نيست
فرصت نيافتيم كه خود را خبر كنيم

۝ گرچه میدانم نمي‌آيد،ولي هردم از شوق
سوي درمي‌آيم و هرسو،نگاهي میکنم

۝ از سوز محبت چه خبر اهل هوس را
اين اتش عشق است نسوزد همه كس را

۝ آورم پيش تو از شوق پيام دگران
گويمت تا سخن خويش به نام دگران

۝ من بخال لبت اي دوست گرفتار شدم
چشم بيمار تو را ديدم و بيمار شدم

۝ گاه گاهي به من ازمهر پيامي بفرست
فارغ ازحال خود و جان و جهانم مگذار

۝ غمي خواهم كه غمخوارم تو باشي
دلي خواهم كه دل آزارم تو باشي

۝ گر نرخ بوسه را لب جانان به جان كند
حاشا كه مشتري سر مويي زيان كند

۝ گر هيچ مرا در دل تو جاست بگو
گر هست بگو نيست بگو راست بگو

۝ صبر در جور و جفاي تو غلط بود غلط
تكيه بر عهد و وفاي تو غلط بود غلط

۝ گرچه هرلحظه زبيداد تو خونين جگرم
هم بجان توكه ازجان بتو مشتاق ترم

۝ غير از غم عشق تو ندارم , غم ديگر
شادم كه جز اين نيست مرا همدم ديگر

۝ دل كه آشفته روي تو نباشد دل نيست
آنكه ديوانه خال تو نشد عاقل نيست

۝ زدرد عشق توبا كس حكايتي كه نكردم
چرا جفاي تو كم شد؟شكايتي كه نكردم

۝ تو كيستي،كه اينگونه،بي تو بي تابم؟
شب از هجوم خيالت نمي برد خوابم

۝ بشنو از ني چون شكايت ميكند
از جداييها حكايت ميكند

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم فروردین 1386ساعت 12:20
  به قلم: اجل عشق  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

 بچه ها به پنج دليل دوست داشتني اند: 1_گريه مي كنند چون گريه كليد بهشته. 2_قهركه مي كنند زود آشتي مي كنند چون كينه ندارند. 3_چيزي كه مي سازند زود خراب مي كنند چون به دنيا دلبستگي ندارند. 4_با خاك بازي مي كنند چون تكبر ندارند. 5_خوراكي كه دارند زود مي خورند و براي فردا نگه نمي دارند چون آرزوهاي دراز ندارند

 
مي خواهم به زودي ببينمت كنار چهار راه دل تنگي خيبان تنهايي كوچه ي دوستي بن بست عشق پلاك محبت .يادت باشد من ساعت دل تنگي يك ربع مانده به دلهره منتظرت هستم

 

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم فروردین 1386ساعت 12:15
  به قلم: اجل عشق  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

در ميان من و تو فاصله هاست ...
گاه مي انديشم ... مي تواني تو به لبخندي اين فاصله را برداري!...
تو توانايي بخشش داري .
دستهاي تو توانايي آن را دارد ... كه مرا زندگاني بخشد ...
چشم هاي تو به من مي بخشد ... شور عشق و مستي ...
و تو چون مصرع شعري زيبا ... سطر بر جسته اي از زندگي من هستي...
دفتر عمر مرا ... با وجود تو شكوهي ديگر ... رونقي ديگر هست ...
مي تواني تو به من ... زندگاني بخشي ... يا بگيري از من ... آنچه را مي بخشي.
بي تو من چيستم ؟ ابر اندوه ... بي تو سرگردانتر از پژواكم در كوه ...
گرد بادم در دشت ...
برگ پاييزم در پنجه ي باد ...
بي تو سرگردان تر از نسيم سحرم ...
بي تو ... اشكم -
دردم -
آهم ... آشيان برده ز ياد ...
بي تو خاكستر سردم ... خاموش ...
نتپد ديگر در سينه ي من ، دل با شوق ...
نه مرا بر لب ، بانگ شادي ...
بي تو احساس من از زندگي بي بنياد
كاستن
كاهيدن
كاهش جانم ... كم كم ...
چه كسي خواهد ديد ، مُردنم را بي تو ؟
بي تو مُردم ... مُردم.
چه كسي باور كرد ... جنگل جان مرا ...
آتش عشق تو خاكستر كرد؟

+ نوشته شده در  جمعه سوم فروردین 1386ساعت 17:9
  به قلم: اجل عشق  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
برای دیدنت باور نماندست

هوای عاشقی در سر نماندست

ز بس از بی کسی فریاد کردم

برای من ولی باور نماندست!

برای قلب تنها و غریبم

نگاهی منتظر بر در نماندست

به دیدارت به جز قلبی شکسته

مرا جز چشمهای تر نماندست

چه گویم تا دلم آرام گیرد

چه گویم قافیه دیگر نماندست!

_________________
من ان غریب دیروز..... اشنای امروز.... و فراموش شده فردایم .....
در اشنا یی امروز می نویسم تا در فراموشی فردا . یا دم کنی.........


+ نوشته شده در  جمعه سوم فروردین 1386ساعت 17:7
  به قلم: اجل عشق  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
+ نوشته شده در  جمعه سوم فروردین 1386ساعت 16:52
  به قلم: اجل عشق  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
+ نوشته شده در  جمعه سوم فروردین 1386ساعت 16:49
  به قلم: اجل عشق  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
 
+ نوشته شده در  جمعه سوم فروردین 1386ساعت 16:32
  به قلم: اجل عشق  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری


Image

_________________
زندگي را جشن بگير ....
ديروز رفته است ، فردا شايد هرگز نيايد ، تنها چيزي كه داري همين لحظه حال است

وقتي كه بهم مي رسيم ،3 نفريم ! ( من .تو. عشق ) ،


از هم كه جدا ميشيم 4 نفريم ! ( تو و تنهايي ، منو عذاب )

.........................................................................................

وقتي سرت رو رو شونه هاي كسي ميگذاري كه دوستش داري بزرگترين آرامش دنيا رو تو خودت احساس ميكني و وقتي كسي كه دوستش داري سرش رو رو شانه هات ميذاره احساس مي كني قوي ترين موجود جهاني.

 
+ نوشته شده در  جمعه سوم فروردین 1386ساعت 11:35
  به قلم: اجل عشق  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

کاش قبل از خداحافظی بهت می گفتم که چشمات فقط یه بهونه بود واسه اروم کردن خودم / اصله کار خودت بودی وگرنه چشمایه همرنگه چشمایه تو رو بازم می شد پیدا کرد .




من ندانم که کیم / من ندانم که چیم / من فقط می دانم که تویی شاه بیت غزل زندگیم .



من به وسعت تمام لحظه های بودن با تو زیسته ام با اندیشه ی تو ... اسمونی من بر سایه نگاهت گم گشته ام " مرا به خاطر بسپار .


Image

تو نباشی نمی خوام لحظه ای رو سر کنم / نمی دونم بعد تو من چی رو باور کنم / نمی تونم نمی تونم من تو رو رها کنم / بعد تو من چه کسی رو عشق من صدا کنم !?


وقتی کسی برای تو میمیرد انقدر مرد باش که بتوانی یک شاخه گل برای مزارش بیاری

_________________
زندگي را جشن بگير ....
ديروز رفته است ، فردا شايد هرگز نيايد ، تنها چيزي كه داري همين لحظه حال است
+ نوشته شده در  جمعه سوم فروردین 1386ساعت 11:32
  به قلم: اجل عشق  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
+ نوشته شده در  جمعه سوم فروردین 1386ساعت 11:28
  به قلم: اجل عشق  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
+ نوشته شده در  جمعه سوم فروردین 1386ساعت 11:14
  به قلم: اجل عشق  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

تو نميدوني من چي كشيدم وقتي گفتي تو رو نم خوام
باور ندارم كه ديگه نيستي حالا تو رفتي من اينجا تنهام
يه شوخي بود و يه قصه ي تلخ وقتي كه گفتي تو رو نمي خوام
خيال مي كردم مي خواي بترسم شايد هنوزم باور نكردم
چشماي گريون دستاي خسته دوري چشمات منو شكسته
رنگ اون چشات چشماي سيات زنجير دلت دستا مو بسته
شايد يه حسود چشممون زده بگو كي ما رو تنهايي ديده
ولي مي دونم تو آسمونا قصه ي مارو يكي شنيده
تو باور نكن هر كي بهت گفت پيشت مي مونم پيشت مي مونم
باور ندارم كه ديگه نيستي تا ته دنيا از تو مي خونم
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم فروردین 1386ساعت 19:29
  به قلم: اجل عشق  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
رهایم کن برو ای عشق از جانم چه می خواهی

به سوهان غمت روح مرا پیوسته می کاهی

مگر جز مهرلانی از تو و چشمت چه می خواهم

تو خود از هرکسی بهتر از احساس من اگاهی

نیازی نیست تا پنهان کنی از من نگاهت را

گواهی می دهد قلبم مرا دیگر نمی خواهی

غزل هایم زمانی روی لب های تو جاری بود

ولی امروز در چشمت نمی ارزم پر کاهی

دلم خوش بود گهگاهی برایت شعر می خواندم

تو هم سر می زدی ان روزها از کوچه ها گاهی

برو هر جا که می خواهی برو اسون باش اما

مواظب باش مثل من نیفتی در چنین چاهی

از اینجا می روم تنها مرا دیگر نخواهی دید

نخواهم برد در این راه با خود هیچ همراهی


+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم فروردین 1386ساعت 19:29
  به قلم: اجل عشق  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
گويند كه مكتب عشق را 10 كلاس است:


1. نگاه

2. عشق

3. مهر و محبت

4. عاطفه و احساس

5. دوستي

6. خواستن

7. بوسه

8. ازدواج

9. زندگي

10. مرگ

Image

_________________
زندگي را جشن بگير ....
ديروز رفته است ، فردا شايد هرگز نيايد ، تنها چيزي كه داري همين لحظه حال است
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم فروردین 1386ساعت 19:26
  به قلم: اجل عشق  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم فروردین 1386ساعت 19:25
  به قلم: اجل عشق  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم فروردین 1386ساعت 19:24
  به قلم: اجل عشق  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
بازگشت به بالاي صفحه

مرداب برای به دست آوردن نیلوفر سالها می خوابه تا آرامش نیلوفر به
هم نخوره . پس اگه کسی رو دوست داری برای داشتنش سالها صبر کن .....


زندگی مثل دیکتس .... هی می نویسیم ... هی غلط می نویسیم
هی پاک می کنیم ... هی دوباره می نویسیم ......
غافل از اینکه عزرائیل داد میزنه برگه ها بالا ...


خيلي سخته كه بغض داشته باشي، اما نخواي كسي بفهمه ... خيلي سخته كه عزيزترين كست ازتو بخواد فراموشش كني ... خيلي سخته كه سالگرد آشنايي با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگيري ... خيلي سخته كه روز تولدت، همه بهت تبريك بگن، جز اوني كه فكر مي كني به خاطرش زنده اي ... خيلي سخته كه غرورت رو به خاطر يه نفر بشكني، بعد بفهمي دوستت نداره


سه ، دو ، يک ... سوت داور بازي شروع شد دويدم ... دست و پا زدم ... غرق شدم.... دل شکستم ... عاشق شدم ... بي رحم شدم ... مهربان شدم ... بچه بودم ... بزرگ شدم ... پير شدم ... بازي تمام شد ... زندگي را باختم...ولي آخر بهش نرسيدم................

_________________

تو دنيا هيچي هيچي نداشته باشي مطمئن باش سه چيز هميشه مال تو هست:
خداي مهربون،...........
فكراي قشنگ............
و قلب كوچيك من......................
دوستتت دارم............... بیشتر از اون چیزی که فکرشو میکنی..........

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم فروردین 1386ساعت 19:17
  به قلم: اجل عشق  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
 

چند تا دوسم داري ؟همیشه وقتی یکی ازم می پرسید چند تا دوسم داری یه عدد بزرگ میگفتم... ولی وقتی تو ازم پرسیدی چند تا دوسم داری گفتم : یکی !!! میدونی چرا ؟چون قوی ترین و بزرگترین عددیه که میشناسم ... دقت کردی که قشنگترین و عزیز ترین چیزای دنیا همیشه یکین ؟ ماه یکیه ... خورشید یکیه ... زمین یکیه ... خدا یکیه ... مادر یکیه ... پدر یکیه ... تو هم یکی هستی ... وسعت عشق من به تو هم یکیه ... پس اینو بدون از الان و تا همیشه : یکی دوست دارم
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم فروردین 1386ساعت 19:13
  به قلم: اجل عشق  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
يک به اضافه يک مي شود دو


من به اضافه تو مي شويم تو


دو منهاي يک مي شود يک


تو منهاي من مي شود تو


به خاطر همين است که فکر مي کنم موجوديت من در همان دايره کوچک

زير علامت سئوال خلاصه مي شود


و تو چه بدون من چه با من هميشه تو مي ماني ....

_________________
عميق ترين درد زندگي مردن نيست بلكه نداشتن كسي ست كه الفباي دوست داشتن رو برايت تكرار كنه و تو از اون رسم محبت بياموزي ...

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم فروردین 1386ساعت 19:11
  به قلم: اجل عشق  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

در شهر عشق رشته کوهی است به نام محبت ودر میان این

رشته کوه رودی جاری است به نام وفا این رود به ابگیری میرسد به

نام صفا این ابگیر به ابراهه ای می رسد به نام
 وداع

 
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم فروردین 1386ساعت 18:42
  به قلم: اجل عشق  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

 شما طبق قانون 20 ماده ي 5 قانون دوستي به حبس ابد در قلبمن هستي آيا اعتراضي داري؟

 
افسانه هندی چنین آمده است : از آن به بعد آدمی سراسر جهان را پیموده است. همه جا را جستجو کرده است بلندی ها را در نوردیده است به اعماق دریاها فرو رفته است به دورترین نقاط خاک نفوذ کرده است تا چیزی بدست آورد که در ژرفای وجود خود او پنهان

 
بزرگترين درس زندگی اينست‌که گاهی احمق‌ها هم درست می‌گويند

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم فروردین 1386ساعت 18:40
  به قلم: اجل عشق  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم فروردین 1386ساعت 11:25
  به قلم: اجل عشق  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

فقط خود خدا

نامت چه بود؟                      آدم

فرزند؟                               من را نه مادري نه پدري، بنويس اولين يتيم خلقت

محل تولد؟                           بهشت پاك

اينك محل سكونت؟                زمين خاك

آن چيست بر گرده نهادي؟       امانت است

قدت؟                                  روزي چنان بلند كه همسايه خدا،اينك به قدر سايه بختم به روي خاك

اعضاء خانواده؟                   حواي خوب و پاك ، قابيل خشمناك ، هابيل زير خاك

روز تولدت؟                         روز جمعه، به گمانم روز عشق

رنگت؟                               اينك فقط سياه ، ز شرم چنان گناه

چشمت؟                              رنگي به رنگ بارش باران ، كه ببارد ز آسمان

وزنت ؟                               نه آنچنان  سبك كه پرم در هواي دوست

                                        نه آ نچنان وزين كه نشينم بر اين خاك

جنست ؟                              نيمي مرا ز خاك ، نيمي دگر خدا

شغلت ؟                               در كار كشت اميدم

شاكي تو ؟                           خدا

نام وكيل ؟                            آن هم خدا

جرمت؟                               يك سيب از درخت وسوسه

تنها همين ؟                         همين!!!!

حكمت؟                               تبعيد در زمين

همدست در گناه؟                   حواي آشنا

ترسيده اي؟                          كمي

از چه؟                                كه شوم اسير خاك

آيا كسي به ملا قاتت آمده؟       بلي

كه؟                                    گاهي فقط خدا

داري گلايه اي؟                     ديگر گلايه نه؟، ولي ...

ولي چه ؟                             حكمي چنين آن هم به يك گناه!!؟

دلتنگ گشته اي ؟                   زياد

براي كه؟                              تنها خدا

آورده اي سند؟                       بلي

چه ؟                                    دو قطره اشك

داري تو ضامني؟                    بلي

چه كسي ؟                             تنها كسم خدا

در آ خرين دفاع؟                     مي خوانمش كه چنان اجابت كند دعا

 

برگرفته از وبلاگ  خدا یار من است


|  نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385 و ساعت 4:11 توسط

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم فروردین 1386ساعت 10:25
  به قلم: اجل عشق  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
 

© 2006-2007 Kiyanooshansari.blogfa.com - All rights reserved - Powered by Blogfa.com - Temp by  K I Y A N S O F T