+
نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385ساعت 17:17
  به قلم: اجل عشق
|

میدونی وقتی خدا داشت بدرقه ات می کرد بهت چی گفت ؟جایی که میری مردمی داره که می شکننت نکنه غصه بخوری من همه جا باهاتم . تو تنها نیستی . توکوله بارت عشق میزارم که بگذری، قلب میزارم که جا بدی، اشک میدم که همراهیت کنه، ومرگ که بدونی برمیگردی پیشم
ذهن انسان احمق مانند مردمك چشم است..هر چقدر بيشتر نور بتاباني ..تنگ تر ميشود
عشق گذشتن از مرز وجوده ، مرگ آغاز راه قصه بوده من راهي شدم نگو كه زوده ، اون كسي كه سر سپرده مثل ما عاشق نبوده
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385ساعت 17:46
  به قلم: اجل عشق
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385ساعت 10:26
  به قلم: اجل عشق
|

کاشکی اول ز من می حواست جان آن که بعد از بردن دل جان گرفت
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385ساعت 10:23
  به قلم: اجل عشق
|

کاش قلبم درد بنهانی نداشت سینه ام هرگز بریشانی نداشت
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385ساعت 10:22
  به قلم: اجل عشق
|

گفته بودی که مرا دوست نداری گله ای نیست بین من و عشق تو دگر فاصله ای نیست
گفتم که صبر بکن گوش به من کن گفتی که نه باید بروم حوصله ای نیست
رفتی تو چه آسان به سلامت بگذار بسوزد دل من مساله ای نیست
من روزی که بر کشیدم از قفس تنها و خسته بر کتاب خاطراتم گردی از غم ها نشسته
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385ساعت 10:18
  به قلم: اجل عشق
|

لذتی که در فراق هست در وصال نیست چرا که در فراق شوق وصال هست و در وصال ................ بیم فراق
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385ساعت 10:13
  به قلم: اجل عشق
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385ساعت 10:2
  به قلم: اجل عشق
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385ساعت 10:0
  به قلم: اجل عشق
|

در غروبی ناله کردم هیچ کس یادم نکرد
آرزوی مرگ کردم مرگ هم شادم نکرد
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385ساعت 9:58
  به قلم: اجل عشق
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385ساعت 9:48
  به قلم: اجل عشق
|

این عکس را فقط به خاطر گل ها ریختم درون وبلاگ
+
نوشته شده در شنبه بیست و ششم اسفند 1385ساعت 15:33
  به قلم: اجل عشق
|

حیف تو
+
نوشته شده در شنبه بیست و ششم اسفند 1385ساعت 15:31
  به قلم: اجل عشق
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و ششم اسفند 1385ساعت 15:5
  به قلم: اجل عشق
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و ششم اسفند 1385ساعت 14:50
  به قلم: اجل عشق
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و ششم اسفند 1385ساعت 14:43
  به قلم: اجل عشق
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و ششم اسفند 1385ساعت 14:34
  به قلم: اجل عشق
|

...........................................................................
......................................... دیگه دیگه
+
نوشته شده در شنبه بیست و ششم اسفند 1385ساعت 14:32
  به قلم: اجل عشق
|

دیگه هیچی نمیگم چون حرفم نمی آید
+
نوشته شده در شنبه بیست و ششم اسفند 1385ساعت 14:28
  به قلم: اجل عشق
|

قد و بالات منو کشته
+
نوشته شده در شنبه بیست و ششم اسفند 1385ساعت 14:26
  به قلم: اجل عشق
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و ششم اسفند 1385ساعت 14:23
  به قلم: اجل عشق
|
دوستت دارم به حدی
که خدا میداند
راز این قصه فقط باد صبا می داند
+
نوشته شده در شنبه بیست و ششم اسفند 1385ساعت 14:22
  به قلم: اجل عشق
|

همش مال خودته
+
نوشته شده در شنبه بیست و ششم اسفند 1385ساعت 14:17
  به قلم: اجل عشق
|

به پریشانی این دفتر خاطره ام منگر که پریشانتر از او این دل شیدای من است
+
نوشته شده در شنبه بیست و ششم اسفند 1385ساعت 14:12
  به قلم: اجل عشق
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و ششم اسفند 1385ساعت 14:9
  به قلم: اجل عشق
|

زندگی جویباری است زندگی ناله ایجانسوز به نام آه ه ه ه بیایید خلافجهت رودخانه حرکت کنیم
+
نوشته شده در شنبه بیست و ششم اسفند 1385ساعت 14:8
  به قلم: اجل عشق
|

زندگی جویباری است زندگی ناله ایجانسوز به نام آه ه ه ه بیایید خلافجهت رودخانه حرکت کنیم
+
نوشته شده در شنبه بیست و ششم اسفند 1385ساعت 14:6
  به قلم: اجل عشق
|

عزیز دل برادر
+
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم اسفند 1385ساعت 17:27
  به قلم: اجل عشق
|

سبزه بود و به گل آراسته شد
+
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم اسفند 1385ساعت 17:19
  به قلم: اجل عشق
|

بنده ی خدا خجالت نمی کشه متاسفم واییییییی
+
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم اسفند 1385ساعت 17:18
  به قلم: اجل عشق
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم اسفند 1385ساعت 17:15
  به قلم: اجل عشق
|

نمی دونم چی بگم
+
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم اسفند 1385ساعت 17:14
  به قلم: اجل عشق
|

اگه اینو بدونی تو کوتو می مونی
+
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم اسفند 1385ساعت 17:9
  به قلم: اجل عشق
|

دوست دارم می دونی تو م رغ خونمونی
+
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم اسفند 1385ساعت 17:7
  به قلم: اجل عشق
|

اگر عشق همینه اگر زندگی اینه چشام نمی خواد دنیا رو ببینه
+
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم اسفند 1385ساعت 17:4
  به قلم: اجل عشق
|

ای دوست مکن نامهدبانی همیشه نیست ایام جوانی
ادامه مطلب
+
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم اسفند 1385ساعت 17:1
  به قلم: اجل عشق
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم اسفند 1385ساعت 16:56
  به قلم: اجل عشق
|
ميدوني چرا .وقتي ميخاي بري تو رويا چشمات رو ميبندي ؟؟؟؟!!! وقتي ميخاي گريه كني چشماتو ميبندي؟؟؟؟؟ وقتي ميخاي كسي رو ببوسي چشماتو ميبندي؟؟؟؟ چون قشنگترين چيز هاي اين دنيا قابل ديدن نيستند؟؟؟
روزگاريست همه عرض بدن ميخواهند همه از دوست فقط چشم و دهن مي خواهند ديو هستند ولي مثل پري مي پوشند گرگ هايي که لباس پدري مي پوشند آنچه ديدند به مقياس نظر مي سنجند عشق ها را همه با دور کمر مي سنجند خوب طبيعيست که يکروزه به پايان برسد عشق هايي که سر پيچ خيابان برسد
مصارف مهم اس ام اس در ايران : 1-پيغام هاي اورژانسي ( سر رات كه داري مياي 2تا بربري بخر) 2- اطلاعات رساني( سر جلسه امتحان)" جيم درسته الاغ!" 3-پيغام هاي عاشقانه: "عزيزم ،قبل از خواب به ياد من مسواك بزن !" 4-جلوگيري از خشونت :"بدهكار محترم !اگه اين جا بودي خرخرتو مي جوييدم "! 5-فرستادن جوك :"يه روز يه يارو مي ره سربازي ،دور كلاش قرمزي
+
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم اسفند 1385ساعت 16:25
  به قلم: اجل عشق
|