همه چی مو داده بودم ولی قلبمو شکستی رفتیوازم بریدی تو دیگه ازم گذشتی
کاش تو اون نکاه اول دلم عاشقت نمی شد اون نگاه عاشقونهدلو با خودش نمیبرد
این سوال بی جوابونمی خوام کسی بدونه نمی خوام دل شکستم بمونه با تو بخونه
دیگه این کابوس وحشت کی تموم میشه خدایا جون من به لب رسیدهای خدای آسمونا
یاسر جان
کی می گفته پایان شبا سیه سپیده؟ پس چرا این دلامون تو بی کسی اسیره
کی می گفته بخند به روی دنیا دنیا بروت بخنده؟
پس چرا هی می خندیم دنیا واسمون نخنده
کی می گفته تو آسمون همه ستاره دارن؟
پس چرا این دلامون دیگه شادی ندارن
کی می گفته بنی آدم اعضای یکدیگرند؟
تو این دنیا خالی همه واسه هم می زنن
کی می گفته میازادر موری که دانه کش است؟
تو این دور و زمونه که رسم عاشق کش است
کی می گفته تن آدمی شریف است به جان آدمیت؟
تو این دنیای فانی کو رگ آدمیت
کی می گفته دل آدمی یه دنیاست؟
حالا باید ببینی دلامون توی غم هاست
بیا بیا آقاجون که بی کس وغریبیم
همه امیدآ تویی به کس دل نبندیم
((یاسر جان))
طاقت غصه ندارم جون به لبم رسیده بعد یه عمری عاشقی دلت از ما بریده
یه عمری درد هجرون تو این دنیای حیرون من به جنون رسیدم دلم یه دریای خون
تو دلت کی نشسته بود که از دلم بریدی
یاسرجان